مقدمه
ایدهی تشخیص یا غربالگری غربالگری سرطان با خون ، سالهاست که هم بیماران و هم پزشکان را به خود جذب کرده است. در نگاه اول، چنین روشی ساده، غیرتهاجمی، بدون درد و عاری از اشعه به نظر میرسد؛ ویژگیهایی که آن را به گزینهای جذاب در مقایسه با روشهایی مانند CT، MRI یا آندوسکوپی تبدیل میکند. پیشرفتهای اخیر در ژنتیک مولکولی، شناسایی DNA آزاد توموری (ctDNA) و توسعه تستهایی مانند liquid biopsy و غربالگری چندسرطانی (MCED) این تصور را تقویت کردهاند که شاید بتوان سرطان را بسیار زودتر و حتی پیش از بروز علائم بالینی شناسایی کرد.
اما همزمان با این امید علمی، موجی از اغراق تبلیغاتی نیز شکل گرفته است. بسیاری از افراد تصور میکنند آزمایش خون میتواند بهتنهایی و با دقت بالا، وجود یا عدم وجود سرطان را مشخص کند؛ برداشتی که با واقعیتهای بالینی و گایدلاینهای معتبر بینالمللی همخوانی ندارد. تفاوت میان «غربالگری»، «تشخیص زودهنگام» و «تشخیص قطعی» اغلب نادیده گرفته میشود و همین مسئله میتواند منجر به اضطراب بیمورد، تفسیر نادرست نتایج یا حتی تأخیر در تشخیص واقعی شود.
در این مقاله، با نگاهی علمی و تصمیممحور بررسی میکنیم که غربالگری سرطان با آزمایش خون دقیقاً چگونه انجام میشود، چه توانمندیهایی دارد و مهمتر از آن، چه محدودیتهایی دارد. هدف این است که مرز روشنی میان واقعیت علمی و اغراق رایج ترسیم شود تا بیماران، پزشکان و مراکز تشخیصی بتوانند بر اساس شواهد معتبر، تصمیم آگاهانهتری بگیرند. پرسش اصلی این مقاله ساده اما کلیدی است: آیا غربالگری سرطان با آزمایش خون یک ابزار قابل اتکاست یا هنوز بیش از آنکه واقعیت بالینی باشد، یک وعده آیندهمحور است؟
بخش اول: غربالگری سرطان با خون چگونه کار میکند؟
غربالگری سرطان با خون بر پایه شناسایی نشانگرهایی است که بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم از سلولهای سرطانی منشأ میگیرند. مهمترین پیشرفت در این حوزه، شناسایی DNA آزاد توموری (ctDNA) است؛ قطعاتی از DNA که در اثر مرگ سلولهای سرطانی وارد جریان خون میشوند. این DNA حاوی جهشها و الگوهای مولکولی خاصی است که میتواند نشاندهنده وجود فرآیند بدخیم در بدن باشد، حتی زمانی که توده هنوز در تصویربرداری قابل مشاهده نیست.
علاوه بر ctDNA، برخی تستهای غربالگری خونی از تومور مارکرها، RNA آزادشده، متیلاسیون DNA و الگوهای اپیژنتیک استفاده میکنند. در سالهای اخیر، تستهای موسوم به Liquid Biopsy و بهویژه تستهای غربالگری چندسرطانی (MCED) مانند Galleri تلاش کردهاند با تحلیل همزمان دهها سیگنال مولکولی، وجود احتمالی سرطانهای مختلف را در مراحل اولیه شناسایی کنند. نکته مهم این است که این تستها معمولاً «سیگنال خطر» را گزارش میدهند، نه محل دقیق تومور یا تشخیص قطعی.
تفاوت اساسی غربالگری با تشخیص قطعی دقیقاً در همینجاست. غربالگری با آزمایش خون بهدنبال شناسایی افراد «در معرض خطر» است، نه تأیید قطعی سرطان. نتیجه مثبت به معنای نیاز به بررسیهای تکمیلی مانند CT، MRI، PET-CT یا بیوپسی است و نتیجه منفی نیز لزوماً وجود سرطان را رد نمیکند. برخی سرطانها، بهویژه در مراحل بسیار اولیه یا با فعالیت بیولوژیک پایین، DNA کافی وارد خون نمیکنند.
بنابراین، غربالگری خونی ابزاری مکمل در کنار روشهای کلاسیک است، نه جایگزین آنها. این روش میتواند در شناسایی زودهنگام برخی سرطانها نقش هشداردهنده داشته باشد، اما تفسیر آن بدون در نظر گرفتن شرایط بالینی، سابقه فردی و ابزارهای تصویربرداری، میتواند گمراهکننده باشد. درک این سازوکار، پایه تصمیمگیری صحیح درباره استفاده یا عدم استفاده از غربالگری سرطان با خون است.
بخش دوم: دقت غربالگری سرطان با خون بر اساس مطالعات جهانی
دقت غربالگری سرطان با خون به عوامل متعددی وابسته است و برخلاف تصور عمومی، یک عدد ثابت و یکسان برای همه سرطانها ندارد. مطالعات منتشرشده در منابع معتبری مانند NCI، ASCO و PubMed نشان میدهند که عملکرد تستهای خونی به نوع سرطان، مرحله بیماری و ویژگیهای بیولوژیک تومور وابسته است. در برخی سرطانها مانند ریه، کولورکتال و پانکراس، شواهدی از تشخیص زودهنگام با ctDNA گزارش شده، اما این دقت در همه موارد یکسان نیست.
یکی از مهمترین عوامل تعیینکننده دقت، مرحله سرطان است. در مراحل پیشرفتهتر، ریزش DNA توموری به خون بیشتر است و احتمال شناسایی ctDNA افزایش مییابد. در مقابل، در مراحل بسیار اولیه، بسیاری از تومورها هنوز DNA کافی وارد خون نمیکنند و نتیجه آزمایش میتواند منفی کاذب باشد. به همین دلیل، منفی بودن تست خون هرگز به معنای رد قطعی سرطان نیست، بهویژه در افراد پرریسک.
تستهای غربالگری چندسرطانی (MCED) مانند Galleri، در مطالعات بالینی توانستهاند سیگنالهای مولکولی مرتبط با بیش از ۳۰ نوع سرطان را شناسایی کنند، اما دقت آنها در تعیین محل دقیق سرطان محدود است. این تستها معمولاً وجود یک «سیگنال مشکوک» را گزارش میدهند و برای تأیید نیازمند تصویربرداری و بررسیهای تکمیلی هستند. از سوی دیگر، مثبت کاذب نیز یکی از چالشهای مهم این تستهاست که میتواند ناشی از التهاب، تغییرات خوشخیم یا جهشهای غیرسرطانی باشد.
در مقایسه با روشهای کلاسیک غربالگری، آزمایش خون مزیتهایی مانند غیرتهاجمی بودن و امکان تکرار آسان دارد، اما از نظر دقت تشخیصی هنوز به سطح ابزارهایی مانند کولونوسکوپی، ماموگرافی هدفمند یا CT اسکن نرسیده است. بر همین اساس، گایدلاینهای بینالمللی تأکید میکنند که غربالگری خونی باید بهعنوان یک ابزار مکمل و هشداردهنده در نظر گرفته شود، نه جایگزین روشهای استاندارد غربالگری سرطان.
بخش سوم: محدودیتها و خطاهای غربالگری سرطان با خون
با وجود جذابیت علمی، غربالگری سرطان با خون محدودیتهای جدی دارد که نادیده گرفتن آنها میتواند به تصمیمهای اشتباه منجر شود. نخست، ریزش کم DNA توموری در مراحل ابتدایی باعث میشود بسیاری از تومورها سیگنال کافی به خون ندهند؛ در نتیجه، منفی کاذب رخ میدهد و بیمار بهاشتباه مطمئن میشود که مشکلی وجود ندارد. این مسئله در تومورهای با رشد آهسته، تومورهای موضعی کوچک یا برخی بدخیمیهای خونی بارزتر است.
از سوی دیگر، مثبت کاذب چالش مهمی است. التهابهای مزمن، عفونتها، شرایط خوشخیم و حتی جهشهای هماتولوژیک مرتبط با افزایش سن (مانند CHIP) میتوانند الگوهای مولکولی شبیه بدخیمی ایجاد کنند. در این حالت نتیجه «مشکوک» گزارش میشود، اما در بررسیهای تکمیلی ضایعهای یافت نمیشود؛ وضعیتی که میتواند به اضطراب بیمار، تصویربرداریهای غیرضروری و هزینه اضافی بیانجامد.
محدودیت دیگر، عدم تعیین محل دقیق تومور در بسیاری از تستهای MCED است. آزمایش ممکن است تنها وجود یک سیگنال را گزارش کند و برای یافتن محل درگیر، به تصویربرداریهای چندگانه نیاز شود. علاوه بر این، ناهمگنی تومور و تفاوتهای تکنولوژیک بین پلتفرمها، کیتها و روشهای بیوانفورماتیکی باعث میشود نتایج بین مراکز یکسان نباشد و تکرارپذیری کاهش یابد.
نهایتاً، باید به بایاس انتخاب در کارآزماییها اشاره کرد؛ بسیاری از مطالعات در جمعیتهای پرریسک انجام شدهاند و تعمیمپذیری نتایج به جمعیت عمومی محدود است. پیام کلیدی این بخش روشن است: آزمایش خون میتواند ابزار هشدار باشد، اما بهتنهایی معیار تصمیمگیری تشخیصی یا درمانی نیست و باید در کنار بالین و تصویر تفسیر شود.
بخش چهارم: مقایسه غربالگری خونی با CT، MRI و روشهای کلاسیک
در غربالگری سرطان، «چه چیزی» را میسنجیم و «چگونه» آن را پیدا میکنیم، دو پرسش متفاوتاند. آزمایش خون عمدتاً وجود یک سیگنال مولکولی را نشان میدهد؛ یعنی احتمال حضور فرآیند بدخیم در جایی از بدن. در مقابل، CT، MRI، ماموگرافی و کولونوسکوپی ابزارهای مکانیاب و آناتومیک هستند؛ نهتنها احتمال را مطرح میکنند، بلکه ضایعه را نشان میدهند، اندازهگیری میکنند و برای نمونهبرداری هدایت میدهند. از این رو، حتی وقتی تست خونی مثبت میشود، مسیر بالینی بدون تصویربرداری کامل نیست، زیرا تصمیمهای قطعی (نمونهبرداری، جراحی یا درمان) نیازمند شواهد مکانی و بافتشناسیاند.
مزیتهای خونمحور روشن است: غیرتهاجمی، تکرارپذیر، بدون اشعه و بالقوه حساس به تغییرات زیستی بسیار زودهنگام. این ویژگیها برای پایش طولی در افراد پُرخطر یا برنامههای غربالگری مکمل جذاباند. بااینحال، محدودیتهای کلیدی باقی میماند: عدم تعیین محل ضایعه، احتمال مثبت/منفی کاذب و افت حساسیت در تومورهای کوچکِ کمریزش DNA. در مقابل، روشهای کلاسیک مانند ماموگرافی هدفمند، کولونوسکوپی و CT کمدوز ریه سالها دادهی پیامدی دارند (کاهش مرگومیر)، استانداردسازی وسیع و مسیرهای روشن پیگیری.
ترکیب منطقی این دو رویکرد بهترین بهره را میدهد: تست خون بهعنوان هشدار اولیه و تصویربرداری برای تأیید و مکانیابی. در عمل، هر نتیجه مثبت خونی باید با الگوریتم «Reflex Imaging» به سراغ CT/MRI/PET-CT مناسب بر اساس الگوی سیگنال و ریسک فردی برود؛ و هر نتیجه منفی در فرد پُرخطر، جایگزین غربالگریهای توصیهشده (مانند کولونوسکوپی یا ماموگرافی) نمیشود. به بیان دیگر، خون ابزار «چه احتمالاً هست»، تصویر ابزار «کجاست و چقدر» است—و تصمیم درست زمانی شکل میگیرد که هر دو پاسخ را کنار هم بگذاریم.
بخش پنجم: جمعبندی تصمیممحور —غربالگری سرطان با خون ؛ واقعیت یا اغراق؟
پاسخ علمی به این پرسش، نه یک «بله» قطعی است و نه یک «نه» مطلق. غربالگری سرطان با آزمایش خون یک واقعیت علمی در حال رشد است، اما هنوز جایگزین روشهای استاندارد غربالگری و تشخیص سرطان نشده و احتمالاً در آینده نزدیک هم نخواهد شد. آنچه امروز در اختیار داریم، ابزارهایی هستند که میتوانند هشدار زودهنگام بدهند، نه تشخیص قطعی.
اگر هدف شناسایی زودهنگام خطر در افراد بدون علامت، بهویژه در جمعیتهای پرریسک باشد، تستهای خونی مبتنی بر ctDNA و MCED میتوانند ارزش افزوده داشته باشند؛ بهخصوص زمانی که در کنار شرححال دقیق، ارزیابی ریسک خانوادگی و پایش طولی استفاده شوند. اما تکیه انحصاری به آزمایش خون، بدون تصویربرداری یا بررسی بالینی، میتواند به دو خطای مهم منجر شود: اطمینان کاذب در نتایج منفی و اضطراب و اقدامات غیرضروری در نتایج مثبت کاذب.
از منظر تصمیمگیری بالینی، الگوریتم منطقی چنین است
- نتیجه مثبت آزمایش خون : نیازمند تصویربرداری هدفمند و گاه بیوپسی برای تأیید.
- نتیجه منفی آزمایش خون : بههیچوجه جایگزین غربالگریهای توصیهشده (ماموگرافی، کولونوسکوپی، CT کمدوز ریه) در افراد واجد شرایط نیست.
- افراد پرریسک : بیشترین سود را از رویکرد ترکیبی خون + تصویر میبرند.
در نهایت، غربالگری سرطان با خون نه اغراق صرف است و نه معجزه تشخیصی؛ بلکه ابزاری مکمل در یک استراتژی چندلایه برای تشخیص زودهنگام سرطان محسوب میشود. استفاده صحیح از این ابزار نیازمند آگاهی از محدودیتها، تفسیر تخصصی نتایج و پرهیز از تصمیمهای عجولانه است. آینده این حوزه روشن است، اما مسیر ایمن آن از ادغام علم، بالین و قضاوت حرفهای میگذرد.
بخش ششم: مطالعات
نمونه اول : سیگنال ctDNA مثبت، CT منفی؛ کشف ضایعه بسیار کوچک
شرح: مرد ۵۷ ساله، بدون علامت، سابقه خانوادگی سرطان ریه. تست غربالگری مبتنی بر ctDNA جهش KRAS را گزارش میکند. CT قفسهسینه در همان زمان طبیعی است. تیم درمان بر اساس ریسک خانوادگی و نتیجه مولکولی، پایش نزدیک را انتخاب میکند. سه ماه بعد، PET-CT یک ضایعه ۴ میلیمتری در لوب فوقانی راست را نشان میدهد؛ بیوپسی، آدنوکارسینوم مرحله ابتدایی را تأیید میکند.
نکته تصمیممحور: تست خون میتواند هشدار زودهنگام بدهد، اما تصویربرداری و بیوپسی برای تأیید و مکانیابی ضروریاند. منفی بودن تصویر اولیه، دلیل بر کنار گذاشتن پیگیری نیست.
نمونه دوم : تست ctDNA منفی، اما توده در کولون؛ منفی کاذب
شرح: زن ۶۲ ساله با کمخونی فِرّی. تست ctDNA منفی گزارش میشود. بهدلیل علائم، کولونوسکوپی انجام میگیرد و یک تومور ۲ سانتیمتری صعودی کشف میشود. پاتولوژی آدنوکارسینوم کمدرجه را تأیید میکند. بررسی مولکولی بافتی نشان میدهد تومور ریزش DNA اندکی به خون دارد.
نکته تصمیممحور: نتیجه منفی آزمایش خون، نفی سرطان نیست—خصوصاً در تومورهای کوچک یا کمفعال زیستی. در حضور علائم یا ریسک بالینی، مسیر استاندارد تشخیصی باید طی شود.
نمونه سوم : تست MCED (چندسرطانی) مثبت در فرد بدون علامت؛ تایید با MRI
شرح: مرد ۵۳ ساله، فاقد علامت، برای غربالگری سالانه MCED اقدام میکند. تست «سیگنال سازگار با منشأ کلیوی» را گزارش میدهد. سونوگرافی طبیعی است، اما MRI شکمی ضایعه ۱٫۵ سانتیمتری کورتکس کلیه را نشان میدهد. برداشت توده با لاپارسکوپی انجام و سرطان کلیه مرحله ۱ تأیید میشود.
نکته تصمیممحور: تستهای MCED میتوانند سرنخ منشأ بدهند اما مکانیابی قطعی با تصویر انجام میشود. مسیر «خون → تصویر هدفمند → بافت» کمخطر و کارآمد است.
نمونه چهارم : سیگنال مثبت کاذب بهدلیل التهاب و CHIP؛ مدیریت اضطراب و هزینه
شرح: زن ۶۰ ساله با سابقه آرتریت. تست ctDNA سیگنال جهشی کمبار را نشان میدهد. CT و MRI طبیعیاند. ارزیابی هماتولوژی وجود CHIP (جهشهای خونی مرتبط با سن) و شاخصهای التهاب فعال را مطرح میکند. با کنترل التهاب و تکرار تست در ۴ ماه، سیگنال برطرف میشود.
نکته تصمیممحور: مثبت کاذب میتواند از التهاب یا CHIP ناشی شود. پروتکلهای «تکرار در بازه منطقی»، «بررسی هماتولوژیک» و «تصاویر حداقلی» از اقدامات غیرضروری و اضطراب میکاهند.
بخش هفتم: نتیجهگیری
غربالگری سرطان با آزمایش خون، بهویژه بر پایه ctDNA و آزمونهای MCED، امروز یک ابزار هشدار زودهنگام و مکمل است؛ نه جایگزین روشهای استاندارد غربالگری و تشخیص. شواهد نشان میدهد این تستها میتوانند در برخی بیماران بدون علامت، بهخصوص افراد پرخطر (سابقه خانوادگی، جهشهای ارثی، مواجهات محیطی)، سیگنالهای مولکولی اولیه را آشکار کنند؛ اما برای تأیید و مکانیابی ضایعه همچنان به تصویربرداری هدفمند (CT/MRI/PET-CT) و در نهایت شواهد بافتشناسی نیاز است. به همین دلیل، نتیجه مثبت باید وارد مسیر «خون → تصویر → بافت» شود و نتیجه منفی در افراد واجد شرایط، هرگز جایگزین کولونوسکوپی، ماموگرافی یا CT کمدوز ریه نمیشود.
ریسکهای کلیدی شامل منفی کاذب در تومورهای کوچکِ کمریزش DNA و مثبت کاذب ناشی از التهاب یا CHIP است. بنابراین راهبرد منطقی، ادغام دادههای مولکولی با ریسکسنجی بالینی، استفاده از پروتکلهای تکرار منطقی در نتایج مرزی، و ارجاع به تصویربرداری هدفمند است؛ نه «تصویربرداری گسترده» بیبرنامه.
برای مراکز تشخیصی و آزمایشگاهها، ارزش افزوده در انتخاب صحیح جمعیت هدف، گزارشدهی شفاف درباره محدودیتها (حساسیت/ویژگی، منشأ احتمالی، نیاز به تأیید تصویری) و طراحی الگوریتمهای ارجاع است. برای بیماران، پیام روشن است: این آزمونها میتوانند شما را یک گام زودتر آگاه کنند، اما تشخیص قطعی با تصویر و پاتولوژی است. تصمیمهای ایمن وقتی شکل میگیرد که خون و تصویر کنار هم خوانده شوند.
اگر به فکر غربالگری سرطان با آزمایش خون هستید یا نتیجهای دریافت کردهاید که برایتان ابهام ایجاد کرده، مهمترین نکته این است که نتیجه این آزمایشها بهتنهایی مبنای تشخیص یا رد سرطان نیست. تستهای خونی میتوانند نشانهای اولیه از افزایش ریسک را نشان دهند، اما تفسیر صحیح آنها تنها در کنار شرححال، معاینه بالینی و تصویربرداری هدفمند امکانپذیر است.
در آزمایشگاه تهرانلب، غربالگریهای خونی و تستهای مولکولی سرطان با رویکرد تصمیممحور انجام میشود؛ یعنی ابتدا ارزیابی میکنیم آیا این آزمایش برای شما مناسب است یا خیر، سپس نتیجه را بر اساس گایدلاینهای معتبر بینالمللی تفسیر میکنیم. اگر نتیجه آزمایش شما مثبت یا مرزی بوده، یا نمیدانید قدم بعدی چیست، می توانید با ما تماس بگیرید.
بخش هشتم: مقالات مرتبط
-
آیا تستهای خون میتوانند جایگزین CT در تشخیص سرطان شوند؟
مطالعه مقاله تست خون یا CT در تشخیص سرطان -
تست ctDNA چیست و چه کاربردی در تشخیص زودهنگام سرطان دارد؟
مطالعه مقاله ctDNA -
تومور مارکر بالا بدون سرطان؛ چه زمانی نگرانکننده نیست؟
مطالعه مقاله تومور مارکر بالا بدون سرطان -
تکرار تومور مارکر؛ هر چند وقت یکبار و چرا؟
مطالعه مقاله تکرار تومور مارکر -
غربالگری سرطان؛ چه تستهایی واقعاً توصیه میشوند؟
مطالعه مقاله راهنمای غربالگری سرطان
بخش نهم: منابع تخصصی و معتبر
-
NCI – National Cancer Institute
Blood-based cancer screening and limitations of liquid biopsy
https://www.cancer.gov -
ASCO – American Society of Clinical Oncology
Guidelines on liquid biopsy and early cancer detection
https://www.asco.org -
NCCN – National Comprehensive Cancer Network
Cancer screening guidelines and imaging recommendations
https://www.nccn.org -
PubMed / NCBI
Clinical trials on ctDNA and multi-cancer early detection
https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pmc -
Mayo Clinic
Accuracy and limits of blood tests in cancer screening
https://www.mayoclinic.org -
GRAIL – Galleri Test
Multi-cancer early detection blood test evidence
https://www.galleri.com













